حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

462

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و مراد باردبّ : ظرفى است كه بذان در مصر كيل « 1 » كنند . و اوّل موضعى كه عمر بن الخطّاب مساحت كرد ، و بپيمود كوفه بود ، چنانچ ذكر آن كذشت . و عمّار بن ياسر « 2 » را بكوفه فرستاد ، و أمر صلوة و عبادات بذو مفوّض كرد « 3 » ، و عبد اللّه بن مسعود « 4 » را قاضى كردانيد ، و عثمان بن حنيف را بر مساحت عامل كردانيد . و از برآىء ايشان هر دو ، هر روزى يك كوسفند فرض و تعيين كرد ، يكنيمه جهت عمّار ، و دانكى نيم جهت عبد اللّه ، و دانكى نيم از برآىء عثمان ، و كفت كه : « من ديهء را نديدم كه از آن هر يك روز يك كوسفند باخراجات بستانند ، الّا كه هر جند زودتر خراب شود » . و اينقدر از اخراجات مستعظم و بزرك داشت . و كواه و دليل بر آنك به زمين سواد ازو رسم شده ، قول زهير « 5 » است :

--> ( 1 ) . كيل‌كردن : وزن‌كردن . ( 2 ) . عمار فرزند ياسر و سميّه ، كه هر دو از نخستين شهيدان اسلام در مكه و پيش از هجرت بشمار مىروند ، و خود عمّار نيز يكى از نخستين ايمان‌آورندگان به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىباشد ، زندگانى و شخصيت او مشهورتر از آن است كه نياز به معرفى داشته باشد . وى در جنگ صفين به شهادت رسيد ، و درباره او پيامبر فرمود : ( عمّار تقتلك الفئة الباغيّة . . . ) ، يعنى عمار را گروه شورشگر مىكشند . ( 3 ) . يعنى امامت جماعت و جمعه ، و پاسخ‌گوئى به سؤالهاى دينى را به دو داد . ( 4 ) . در نسخهء اصل و ديگر نسخه‌ها اين نام ( عثمان ) ضبط شده كه خطاست ، و صحيح آن ( عبد اللّه بن مسعود ) است كه از بزرگان صحابه مىباشد ، و به نوشته مؤرخين از سوى عمر به منصب قضاء كوفه منصوب شد ، ( نگاه كنيد به : كتاب الخراج ، ابو يوسف قاضى : ص 36 ) . ( 5 ) . زهير بن أبى سلمى مزينى ، يكى از مشهورترين شاعران عرب در دوره جاهلى ، و به گفته ابن سلّام او از طبقه نخست شاعران عرب دوره جاهلى مىباشد . و او از اصحاب « معلّقات » بشمار مىرود كه شعر آنان بر ديوار كعبه آويزان بوده است . وى در سال 13 هجرى درگذشت . ( معجم الشعراء الجاهليين : 154 )